دقیقه یک:
یک توپ همینطور الکی و با دعای خیر مردم به نیکبخت می رسد و نیکبخت که انگار تازه خبر بهش رسیده که امسال سال نوآوریه با اجرای یک حرکت ژانگولر توپ را داخل دروازه ی کویت می کند. با این گل طلسم یک سال گل نزدن تیم ملی می شکند و مردم کم مانده از ذوق به خیابان بریزند و حماسه ی ملبورن را تکرار کنند. جا دارد در همین جا به مهندس علی آبادی و دکتر کفاشیان و پرفسور حسابی تبریک عرض کنیم. مزدک میرزایی هم حرف جالبی می زند: با اینکه روزهای اول سال نو هستیم ولی بعید است تا آخر سال چنین گلی ببینیم. البته درستش این است که بعید است تا آخر سال گل ببینیم. از دروازه بان کویت هم نپرسید که آدم را یاد بهزاد غلامپور در دوران اوجش می اندازد.
دقیقه دو:
جلال حسینی همینجوری دیمی به زیر توپ می زند که یاد و خاطره ی ضربه های گوریل انگوری را زنده می کند که می رفت دو دور دور کره ی زمین می زد. دروازه بان کویت که به فرشید کریمی گفته تو درنیا که من در اومدم و قسم خورده تا کویت را از دور مقدماتی حذف نکند از پا ننشیند جای توپ کله ی دفاع شان را دفع می کند و توپ در نهایت تعجب جهانیان وارد دروازه کویت می شود. تیم ملی سایپا 2- تیم معلولین و جانبازان کویت صفر.
دقیقه هشت:
از آنجایی که علی دایی بعضی از بازیکن ها را به تازگی از رودخانه صید کرده و کسی هم ذخیره ثابت های تیم سایپا را نمی شناسد، گزارشگر محترم اسم بازیکنان تیم ملی را نمی داند و وقتی بعضی از آنها پا به توپ می شوند یک دقیقه سکوت می کند. در مقابل این بازیکنان نابغه، گمنام و یک شبه ملی پوش شده بعضی از بازیکنان کویت آشنا می زدند.
دقیقه پانزده:
شجاعی و علی کریمی به هر دری می زنند تا پنالتی بگیرند ولی انگار قبلا با داور هماهنگ نشده چون گول نمی خورد.
دقیقه سی:
گزارشگر محترم از بازی عالی آندرانیک تعریف می کند و می گوید اگر همینطور عالی بازی کند فیکس بولتون می شود. بازی خوب آندرانیک را باید از چمن ورزشگاه و ساق پای حریفان پرسید. ولی طبق آخرین اخبار واصله برای این حرف در بولتون سه روز عزای عمومی اعلام شد و مردم غیور بولتون با حضور در تکایا به سینه زنی پرداختند.
دقیقه چهل:
گل کویت روی کار تیمی بنگر، جلال حسینی و یک عرب سیه چرده به ثمر می رسد. بنگر و حسینی همدیگر را در آغوش می گیرند. مهدی رحمتی عینهو بستنی قیفی رو زمین وا رفته. جلال حسینی: مهدی! همچین رو فرم نیستی ها!
دقیقه چهل و پنج:
گزارشگر برای اولین بار از ابتدای مسابقه نام مهرزاد معدنچی را می گوید. به همین مناسبت فیفا نام او را در فهرست پدیده های سال قرار می دهد. پله در وصف او یک قصیده می سراید به قافیه ی ای دل ای دل و پلاتینی در مورد او می گوید: مهرزاد حتا از من و بکن بائر هم بهتر است پله که جای خود دارد. غلام پیروانی هم در مورد او می گوید: ای پسر روزی که اومد باشگاه نون خالی هم نداشت بخوره ما بهش دو سال نون خالی دادیم تو باشگاه.
دقیقه شصت:
طبق آمار مجید جلالی بازیکنان ما تا به حال دو پاس و نصفی به هم پاس سالم داده اند و نفری پنجاه شصت متر دویده اند که تازه بیست مترش دنبال نیکبخت بوده بعد از اون گل ژانگولری که با دعای خیر مردم زد.
دقیقه هفتاد:
گزارشگر محترم اعلام می کند که این برد را در سال نوآوری و شکوفایی به هموطنان تبریک عرض می کند! حالا یکی نیست بپرسه اگه بردن این تیم درپیت کویت که اگر به حال خودشون می ذاشتی دو سه تا گل به خودی می زدند شکوفاییه پس بردن برزیل چیه؟ تازه این موضوع فقط در یک صورت می تواند درست باشد آن هم اینکه در راستای نوآوری بازی فوتبال را بیست دقیقه کم کرده باشند وگرنه حتی بهرام شفیع هم دیگه می دونه فوتبال نود دقیقه اس.
دقیقه هفتاد و پنج:
کویت گل دوم را می زند ولی داور آن را آفساید اعلام می کند. در تصویر آهسته تنها چیزی که در آفساید بود دماغ احمدزاده مربی تیم ما بود که در کارنامه ی پربارش حذف تیم ملی جوانان و دعوا با یک تیم شهرستانی و قهر از تیم شهرش ملوان به چشم می خورد و طبق آمار فدراسیون جهانی فوتبال کارنامه اش از مارچلو لیپی و فابیو کاپلو هم پربارتر است و فقط سی تا بادیگارد این آقا را چسبیده اند یک وقت تیم های سری آ یا لالیگا او را روی هوا نزنند.
دقیقه هفتاد و هشت:
کویت گل دوم را می زند و از دماغ احمدزاده و عضو شریف جلال حسینی هم کاری بر نمی آید. در لحظه ی گل یک بچه ی مظلوم و سربه زیری هم به اسم غلام نژاد در محوطه ی جریمه ی ما مشغول خالی بازی بود و به گفته ی کارشناسان سایه ی توپ را به خوبی دفع و از محوطه ی خطر دور کرد. مثل اینکه این بار دعای خیر کویتی ها اثرگذارتر بود چون خدا که قربونش برم کار و زندگی و امورات دنیا را ول کرده و فقط پیگیر بازی های درخشان تیم های ملی فوتبال در آسیاست.
دقیقه هشتاد و پنج:
واقعا اگر یک اروپایی این فوتبال محلات را ببیند پیش خودش چی فکر می کند؟ تنها آدم های دقیق و زحمتکش توپ جمع کن ها هستند. بازیکن های دو تیم که ساعت ورزشگاه را هدف گرفته اند. از نظر خلق موقعیت خطرناک حوالی اسکوربورد ورزشگاه ما سه بر دو از کویت پیش هستیم.
دقیقه هشتاد و هشت:
علی دایی بالاخره مجبور می شود شجاعی را بیرون بکشد و قولی را که به زنش داده زیر پا بگذارد ولی برای اینکه قانون بوسمن نقض نشود محسن خلیلی را که یک سایپایی قدیمی است به داخل زمین می فرستد. طبق قانون بوسمن تیم ملی در هیچ شرایطی نمی تواند زیر هشت بازیکن سایپا را در داخل زمین داشته باشد. خلیلی هم در بدو ورود در مقابل دروازه خالی توپ را می فرستد لای ابرها تا نشان دهد چیزی از بازیکنان فیکس تیم کم ندارد.
دقیقه نود و چهار:
خبرنگار محترم می گوید ما با این مساوی همچنان به صعود امیدواریم. خدایا! ما برد نخواستیم این امیدواری را از ما نگیر. آمین.
سوت پایان
"" ورطه ""
بیا تا ما بگردیم یار و غمخوار
بیا تا دور یکدیگر بچرخیم
تو نقطه باش و من مانند پرگار!
نوشتم یادگاری روی جامیز
به روز هیجدهم از فصل پاییز
بیا تا دست یکدیگر بگیریم
که صابون رفاقت ها شده لیز!
نوشتم یادگاری روی وایت برد
چرا شیشه ی چشمم را کنی خرد
بیا تا دوست یکدیگر بمانیم
برای مهربانی می شود مُرد!
نوشتم یادگاری توی دفتر
تلسکوپت منم، تویی چو اختر
بیا ای کشک ساییده ی اعلا
اگر من بد کنم مکن تو بدتر!








* ضد حال: مراقبی که جای دانشجویان را در جلسه امتحان عوض کند.
* عمو یادگار: بابابزرگ.فسیل.دانشجویان ورودی ۶۸.
* هیئت پاکسازی: دانشجویی که همیشه در سلف و بوفه نشسته باشد.گشنه.نخورده.
* شمع و گل و پروانه: دانشجویانی که در جلسه امتحان کنار هم بنشینند.
* بد شانس: مشروط با معدل ۹۹/۱۱.
* بدل کار: کسی که در کلاس های عمومی بجای دوستش حاضری بزند یا دنبال نمره برود.فداکار...
* جزوه: یک جور کاتالیزور که در صورت همکاری ابر و باد و مه و خورشید و اینا دانشجو را به سمت پاس شدن درس هل میدهد...! تمام همه ی علم بشری! چکیده ی دانش تاریخ مصرف گذشته ی استاد...!
وسیله ای که معمولا دانشجو با آن سر کار گذاشته میشود! تنها شاهد ماجرای سوخاری شدن دانشجو در شب امتحان. قوت قلبی که عاقبت آفت قلب میشود!
* روز امتحان:روزی که در آن خورشید طلوع نمیکند! زمانی برای جفتک زدن اسب ها،لحظه ای که در آن دانشجو می خواهد سر به تن عالم و آدم نباشد...! روز شغال. روزی که در آن نگاه ها عمیق میشوند...روز لبخند های استراتژیک...! روزی که در آن دوست و دشمن با هم ودر کنار هم به قربانگاه میروند...!
* نمره: تبلور میزان دانش،مهارت و دودره بازی دانشجو،بهانه ای همیشگی برای اعتراض،وسیله ای که استاد با آن چه ها که نمیکند...!عاملی که برای به دست آوردن آن دانشجو علاوه بر خر زدن ،اعمال شنیع دیگری را نیز باید انجام دهد که قلم از وصف آن قاصر است!
* استاد: منبع علم، ژنراتور دانش، نیروگاه انسانیت، تبلور دانایی، کوه توانایی، مایه ی افتخار ما، بابا تو دیگه کی هستی ترین موجود عالم، خودِ صفا، اِندِ وفا، دارنده ی انواع و اقسام شفا، ضد جفا، یاری گر ضعفا، معلم الخلفا...
"نشریه صبح" دانشگاه صنعتی امیر کبیر"








چگونه خیابان را در ایکی ثانیه آسفالت کنیم؟!
آسفالت کاری درOne minute
مقدمه:می گویند شروع هرکاری،نصف انجام آن است.بنابراین در این مورد بخصوص هم با استقرار ماشین آلات آسفالت کاری در گوشه ای از خیابان ،درست از یک هفته قبل از شروع عملیات و به وجود آوردن ترافیک درآمد و شد خودروها نصف کار انجام شده است.
::مراحل اجرایی
۱-در ابتدای امر،بنا به سلیقه کار فرما خیابانی را برای پروژه خود در نظر میگیریم.در این مرحله باید حتی الامکان سعی کرد خیابان در نظر گرفته شده،صاف و بدون چاله و چوله بوده و نیاز چندانی به مرمت نداشته باشد.ما نباید الکی وقت کارگران عزیز را هدر بدهیم.خصوصاً که عنقریب از حیث کارگران افغانی در تنگنا خواهیم شد!
تبصره الف:انتخاب خیابان های پر چالهو چوله و دارای دست انداز توصیه نمیشود.مرمت این گونه خیابان ها عموماً نیاز به زیر سازی قرص و قائم دارند.
۲-همانگونه که در مقدمه یادآوری شد،پس از انتخاب خیابان موردنظر،کلیه ماشین آلات راهسازی و آسفالت کاری شهرداری منطقه را در خیابان پارک میکنیم تا خلق الناس متوجه شوند در آینده نزدیک در این خیابان شاخ غول شکسته خواهد شد!
۳-ابتدا با وسیله ای مدرن که مجهز به ابزاری شبیه چنگال غذا خوری است،سطح خیابان را به گونه ای که صدای آن دلخراش نباشد،خراش میدهیم و بعد به مدت چند هفته آن را به امید خدا رها میکنیم،میرویم دنبال سایر پروژه ها و طرح های مهم.اینطوری بهتر میتوان به طور همزمان،ترتیب همه ی کارها را داد!
تبصره:انجام این کار نقش بسزایی در رشد و شکوفایی اشتغال کشور دارد.زیرا خودروهایی که روزانه از این خیابان تردد میکنند،مجبورند به دلیل افتادن و لغزیدن در خراشیدگی های به وجود آمده،به عاملیت های مجاز جلو بندی مراجعه کنند و موجبات گذران بهتر زندگی آنها را فراهم آورند.
۴-در گام بعدی میبایست با گوش دادن به پیش بینی های سازمان هوا شناسی،یک روز بارانی را برای انجام مرحله ی بعدی در نظر گرفت.در این روز در حالی که باران به شدت میبارد با استفاده از یک دستگاه قیر پخش کن اقدام به قیر مالی خیابان کرده و پس از آن با متوقف کردن مجدد کار برای چند هفته،منتظر میمانیم تا کف خودروهای عبوری ونیز سرو لباس عابران و ایضاً راه پله و حیاط خانه های ساکنین محل به اشکال گوناگون قیر پاشی شود!
۵-در این مرحله منتظر ۳ روز بارانیه دیگر میمانیم.در روز اول بخشی از قسمت شمالیه خیابان را آسفالت کرده و در روز دوم بارانی قسمتی از بخش جنوبیه آن را در دستور کار قرار میدهیم.در سومین روز بارانی هم قسمتهایی از بخش مرکزی را آسفالت کاری کرده،بار دیگر پروژه را به مدت چند هفته تعطیل موقت میکنیم!
۶-در یک روز بارانیه دیگر یک وانت آسفالت در حال سرد شدن را به محل اجرای پروژه آورده،با استفاده از فرقون اقدام به ریختن آسفالت در بین قسمتهای مرکزی،شمالی و جنوبی خیابان را که قبلا آسفالت شده بود،میکنیم.بدین ترتیب آسفالت نواحی مختلف را به یکدیگر متصل کرده،نهایتاً شاهد شکل گیری یک وحدت سطحی میان لایه های مختلف اسفالت خواهیم بود.این وحدت رویه،باعث عدم ایجاد هر گونه دست انداز میگردد!
۷-در این مرحله بار دیگر کلیه ماشین آلات به کار گرفته شده را به مدت یک هفته در گوشه ی خیابان به نمایش گذاشته و همزمان،ضمن تصویه با پیمانکار از روابط عمومیه شهرداری منطقه میخواهیم مراتب امر را به شرکتهای آب و فاضلاب،برق،گاز و مخابرات اعلام کند تا مراجع مذکور در اسرع وقت نسبت به کندن خیابان و آغاز عملیات کابل داری و لوله کشی اقدام مقتضی به عمل آورند...!