تبليغاتX
خط خطی!
فک کن؟!!!
یه سلام خوشگل تو این روز قشنگ به همتون عیدتون مبارک

خیلی خوشحالم که تولدم فردای عید مبعثه اینم ماجرای به دنیا اومدن من...

اواخر تیر ماه بود که درد مادرم شروع شد و به بیمارستان رفت ولی دکترا گفتند الان وقتش نیست مادر بزرگم که انتظار نوه اش رو می کشید به بیمارستان زنگ زدو مسول اونجا گفت من به دنیا اومدم و پسر هستم خلاصه وقتی پدر و مادرم دست خالی برگشتند  نزدیک بود سکته کنه هفته ی بعد دوباره پدرو مادرمو مادرش به بیمارستان رفتند و دوباره بدون من برگشتند و هفته ی دوم مرداد دوباره رفتند و این بار مادر بزرگم از ترس اینکه اتفاق دفعه ی قبلی که به بیمارستان زنگ زده بود بیفته گوشی و به دائیم داد که صحبت کنه و پرستار باهوش اعلام کرد:بله،فرزند آقای صادقی به دنیا اومده...بهتون تبریک میگم پسره (البته مشکل از فامیلیه منه که هرجا پا میذارم حداقل ده نوعش هست ولی خداییش پرستاره...) دائیم هم از خوشحالی بالا و پائین می پرید و به مادر بزرگم که مادر پدرمه خبر داد و در حال آماده شدن که به بیمارستان بیایند تا بنده رو ملاقات کنند ولی در همین حین پدرو مادرم باز هم با دست خالی برگشتند بالاخره هفته ی سوم مردادو روز قشنگ ۲۱ رسید

دکتره به مادرم میگفت این بچه ات چقدر شیطونه... هر هفته میکشوندت بیمارستان...(عروس بلد نیست برقصه میگه زمین کجه)وبعد این همه مکافات من یعنی نگار خانوم گل گلاب به دنیا اومدم ولی گریه نمی کردم حالا پرستاره شروع کرد به زدن اولش چند ضربه ی آروم به کمرم زد ولی بعد.... چشمتون روز بد نبینه...پرستاره منو به باد کتک گرفته بود هنوز جای کبودی هاش هست فکر کنم از دست شوهرش عصبانی بودو سرمن خالی کرد منم که دیدم چاره ای نیست شروع کردم به گریه کردن حالا مگه بند میومد(تقصیر خودشونه من که آروم و ساکت تو بغل پرستاره بودم خودش گریمو درآورد)و مادرم که در معرض سکته ی قلبی و مغزی با هم بود خندیدو گریه کرد به قول معروف اشک شوق ریخت!!!

بعد از اینکه پدرم منو بغل کردو دید از خوشحالی کل خیابونای تهرونو زیر پا گذاشت و به قول شاهدین همانند دایی محترم از خوشحالی یه جا بند نبود خب من هم دختر بودم هم ته تغاری حالا خوبه برادرم اون موقع ۲ سالش بودو این چیزا رو نمی فهمید....به هر حال هر چی بوده گذشته و الان همه چیز برابره در ضمن داداشی گلم در کنکور رتبه ی ۳۰۰ ریاضی فیزیک و تونست کسب کنه و از همین جا دوباره بهش تبریک میگم خودش می دونه که چقدر خوشحالم


+ خط خطی شده توسط نگار در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 8 |
سلام،به بلاگفا خوش اومدم
سلام

خوبید یا خوشید؟! من رفتم امّا با کلی تغییروتحول اومدم!!

 اول از همه اینکه:از پرشین بلاگ به بلاگفا کوچ کردم

دوم از همه اینکه:نوع نوشته هامو عوض کردم

سوم از همه اینکه:در اسم کاکتوس از صفر استفاده کردم.اون بالا آدرسو ببین می فهمی!

چهارم از همه اینکه:آهان این سورپرایزه بعدا می گم

پنجم از همه اینکه:فعلا همینا کافیه!!!

 


+ خط خطی شده توسط نگار در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 17 |